خوب مثل اینکه باید بنویسم شروع دوباره ولی خیلی از این جمله دو کلمه ای بدم میاد پس مینویسم من تصمیم گرفتم رژیمم را با جدیت دنبال کنم
امروز رفتم گام شمار خریدم که از فردا ازش استفاده کنم امروز روز خیلی خوبی بود یکی از کارهایی که کردم این بود که یک نصف کیک بستنی خیلی خوشمزه که وانیلی شوکولاتی و کاراملی با هم هست از دیروز تو فریزر مونده بود شب که واسه شوهر جونیم با شایان با همسایه مون که اومده بود پایین براشون اوردم خودم اصلا لب نزدم از این بابت خوشحالم ورزشم را هم با نق نق های شایان متوقف نکردم و گاهی موقع ورزش کردن شایان میومد رو صورتم مینشست جوری که نفسم بند میومد یا میومد میچسبید بهم و مینشست جوری که واسه دراز نشست به مشکل بر میخوردم ولی بغضم نگرفت و افسرده نشدم ولی واقعا شایان امروز خیلی خیلی خیلی بی تابی کرد هرگز اینجوری ندیده بودمش خدا کنه بهتر بشه
این فیت دی خیلی باحاله رفتم تو قسمت اکتیویتیش مثلا نوشته نگهداری بچه هر دقیقه فکر کنم 2 کالری میسوزونه میخواستم ساعتش را بگذارم 24 ساعت ولی گذاشتم 2 ساعت یا اگه با گاری بری خرید اینقدر میسوزونه یا هر کار دیگه ای ظرف شستن غذا درست کردن همه را برات حساب میکنه خیلی بامزه بودhttp://www.fitday.com/WebFit/PublicJournals.html?Owner=paybarah
راستی من غیر از غذاهایی که تو فیت دی نوشتم یکعالمه سبزی خوردن هم خوردم ولی نتونستم اونجا پیدا کنم و ثبتش کنم
غذاهایی که امروز خوردم اینجا ثبت کردم
من بازم داره سر رشته کار از دستم در میره ولی این تو بمیری از اون تو بمیریا نیست امروز سرما خوردگیم عود کرده بود و حالم اصلا خوب نبود ورزش نکردم غذا هم افتضاح خوردم این هفته خیلی بد خوردم ولی نمیزارم این وضع ادامه پیدا کنه دوباره از فردا مینویسم که هر روز چی میخورم ولی یک اتفاق خوب امروز این بود که رفتم یک کاپشن خریدم با سایز
XL
مطمئنم اگه هفته پیش بود باید سایز
XXL
را میخریدم البته سایز
L
هم انداز ه ام بود ولی خوب واینمیستاد چون هنوز شیر میدم بالاتنه ام هنوز قناصه تو شلوار هم سایزم
petit
شده حالا نمیگم که 18 پتیت هستم همون پتیت بودنش کافیه و تو سایز معمولی هم از 16 یا 18 اومدم 14 و باید به روند لاغر شدنم ادامه بدم پس دوباره از فردا شروع میکنم ورزش و رژیم را
من دیروز و امروز حسابی داغون بودم سعی کردم بد نخورم ولی خوب هم نخوردم امروزم خیلی خوردم سعی میکنم دیگه از این کارا نکنم
صبحانه: یک پیاله شیر با سیریال
نهار : یک عالمه نون سفید فکر کنم اندازه نصف یک نون بربری با پنیر و خیار
بین وعده : یک خرما که توش گردو بود از توی رنگینک با دو تا کیک برنج
شام: یک پیاله آبگوشت با دو دونه میگو سوخاری شده
امروز اصلا روز خوبی از نظر رژیم نداشتم صبح خواب موندم همین شد که تند تند آماده شدم و رفتم دانشگاه بعدش هم شایان را بردم دکتر به خاطر همین وعده های غذایی ام حسابی به هم ریخت غذاهایی که خوردم را به ترتیب مینویسم
یک گلابی یک بوته کاهو سه تا خرما دو تا کیک برنج(اینها کیک نیست یک چیزیه مثل پفک ولی شکل یک تکه نون بربری شاید هر کدومش فکر کنم 40 تا کالری داره سختیم میاد بلند شم برم ببینم چقدر کالری داره) بعد که رسیدیم خونه یک وعده غذا خوردم که جای شام و نهارم
یک کفگیر پلو که فکر کنم 6 یا هفت قاشق پلو بود با خورش بامیه وقتی داشتم از سر سفره پا میشدم گشنه ام بود ولی بعد از یک ساعت احساس میکردم چقدر زیاد خوردم و حسابی پر بودم
چای با دو تا شکلات تلخ کوچیک
آخ جون فردا روز ثبت وزنمون هست خدا کنه با بد خوری امروز زیاد نکرده باشم
میشه به من بگین من چه جوری میتونم بفهمم که چقدر کالری بدنم نیاز داره؟
صبح که از خواب بلند شدم ورزشم را انجام دادم ولی نمیدونم چرا اینقدر بدنم خسته بود خیلی سختم بود برای صبحانه شوهرکم واسه خودش یک املت مشتی خیلی خوشمزه درست کرد که بهش لب نزدم واسه منم اونمیل را با شیر درست کرد وای خیلی بد مزه بود به زور قورت میدادم بعد گفتم کمی توش شکر رژیمی بریزم شاید بتونم قورتش بدم با شکر بهتر بود ولی دیگه سیرم کرده بود (اوتمیل همون گندم هست یک چیزی میشه مثل حلیم ولی بدون روغن و شکر)
بین غذا :چهار دونه پسته یک چای با یک تکه خیلی کوچیک شکلات تلخ 85% و
نهار: یک تکه کوچیک پیتزا که پنیر و مرغ داشت با یک ماست میوه ای رژیمی که میوه تهش را نخوردم
یک بار رژیمی که فکر کنم کالری اش 140 هست
شام:ماست رژیمی با بروکلی و گل کلم و کاهو
امرو رفتیم کنار دریا که کمی قدم بزنیم ولی من اونقدر بدنم خسته بود که اصلا حوصله نداشتم از ماشین پیاده بشم نمیدونم چه ام شده بعد رفتیم پارک من رفتم تاب بازی کنم وای چقدر انرژی میگیره پاهام خیلی خسته شد چون به پاهام فشار میاوردم که تو اوج بمونم بعدش هم از قسمت صخره نوردی سرسره ها میرفتم بالا از اون ور سر میخوردم کمی تو پارک بهتر بودم ولی اصلا انرژی قدم زدن نداشتم
الانم خیلی گشنه ام احتمالا الان میرم دو تا خرما با نون جو میخورم
امروز صبح یک نصفه نارنگی خوردم بعد 50 دقیقه ورزش کردم
صبحانه: یک تخم مرغ(به توصیه انار جونم) با نصف یک نون باگت با یک خیار
یک کافه لاته با شیر بدون چربی
نهار ساعت 7 غروب: یک ساندویچ ساب وی 6 اینچی با نون گندم
شام ساعت9:30 به اندازه یک کف دست ماهی سمن با کمی سبزیجات پخته
از خودم خوشحالم چون صبح با یک مکافاتی ورزش کردم ولی قطعش نکردم اولش که اومدم شروع کنم همسایه مون اومد پیشمون گفتم تو اینجا بشین من ورزش کنم و جلوش شروع کردم به ورزش بعد که شایان همش لج کرد و بهانه گرفت حرکاتی را که باید خوابیده انجام میدادم رو صورتم نشسته بود موقع شنا رفتن رو پشتم سوار بود و خودم کم اضافه وزن دارم وزن اونم اضافه شده بود نمیدونم چرا به شدت به این ورزش کردن من حساس شده و این حساسیتش خیلی ناراحتم میکنه اگه به امید وزن کم کردنم نبود مینشستم و گریه میکردم ولی من قوی هستم و با همه این اتفاقها ورزشم را ادامه میدم
از خودم راضیم چون رفته بودم مال خرید موقع نهار شایان گشنه اش بود رفتم از مک دونالد براش چیکن ناگت خریدم ولی خودم اصلا بهش لب نزدم و چون توی قسمت رستوران مال نشسته بودیم و همه در حال خوردن بودن من نتونستم یک غذای سالم پیدا کنم چیزی نخوردم بعد رفتیم یک مال دیگه من دیدم خیلی گشنه ام این شد که رفتم ساب وی همیشه نون پنیردار انتخاب میکردم ولی این دفعه نون گندم انتخاب کردمو به جای 12 اینچی 6 اینچی سفارش دادم همیشه با مرغم میگفتم واسم پنیر هم بزاره ولی این دفعه نخواستم سسش را هم سرکه و روغن زیتون انتخاب کردم من . برای شایان پریتسل های کوچولوی دارچینی خریده بودم هیچی ازش نخورد ولی منم اصلا بهش لب نزدم
امروز شوهرکم از ساعت 7 صبح تا یک نیمه شب سر کار بود وقتی بهم زنگ زد و گفت بیا با هم شام بخوریم با اینکه اشتها نداشتم ولی چون دلم براش تنگیده بود بدو رفتم و برای شام ماهی سمن سفارش دادم چون شوهرکم گفته بود تو فر میپزنش بعد از غذا اعتراف کرد که روش یک اسپری روغن میکنن بعد میذارن تو فر ولی فکر نکنم خیلی کالری داشته باشه ولی خودمونیم خیلی خوشمزه بود
الان یخچالمون پر غذاست نمیدونم با این غذا ها باید چیکار کنم : یک دیگ گنده خورشت بامیه و یک دیگ پلو و یک پیتزای کامل که دو تیکه کوچیکش خورده شده یک عالمه اسپاگتی هتل پز . ویکند ها شوهرکم همیشه از هتل غذا میاورد این ویکند یک عالمه بهش سفارش کردم چیزی نیار با اینکه این همه غذا تو یخچال بود بازم شب یک عالمه پاستا برداشت اورد که باعث شد هوای خونه کمی ابری بشه که نتیجه اش این شد که امشب با یک ظرف میوه اومد خونه بازم جای شکرش باقیه درسته میوه هاش اصلا خوب نیست چون بیشترش خربزه خیلی شیرین هست ولی بازم بهتر از اسپاگتی هست
امروز رفتم یک بخار پز هم خریدم تا ببینم میتونم کمی با اون آشپزی کنم یا نه
از خودم ناراضی ام چون اصلا پیاده روی نمیرم
امروز روز خیلی خیلی سختی برام بود نمیدونم چرا همش گشنه ام بود سردردم دارم خدا کنه برای گشنگی نباشه صبح رفتم کلاس والیبالم و 40 دقیقه والیبال بازی کردیم بعد یک کافه لاته با شیر بدون چربی بدون شکر خوردم تا ساعت 3 یک به خوردم ساعت 3 برای نهار شوهرک شکمو من یک خورش بامیه خیلی خوشمزه درست کرده بود من 6 قاشق برنج با کمی خورش بامیه با گوشت به اندازه یک سکه خوردم بعد از غذا یک نارنگی خوردم بعدش یک قهوه تلخ با شیر بدون چربی
برای شام یک قاشق پلو و یک عالمه کاهو و یکی از این بارهای رژیمی که کالریش 130 تا بود خوردم
ورزش نرسیدم بکنم همون والیبال صبح را میخوام تقلب کنم و جای ورزشم جا بزنم از خودم ناراحتم چون پیاده روی هم نکردم(هوای گند نیویورک داره شروع میشه) از خودم خوشحالم چون اصلا دیگه به غذای شایان دست نمیزنم و وقتی هم از سر نهار داشتم پا میشدم هنوز گشنه بودم اگه قبلا بود حتما دو بشقاب دیگه خورده بودم
| Height: | 161.0 cm |
| Start weight: | 224.0 lb |
| Current weight: | 203.0 lb |
| Goal weight: | 124.0 lb |
| Lost to date: | 21.0 lb |
| Remaining: | 79.0 lb |
| 27 |
| August '08 |
| < | August | > | ||||
| S | M | T | W | T | F | S |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 | ||||||